آخرین اخبار سایت

کبوتر  

چقد دلم میخواد دخترم با چادر نمازم نمازبخونه ...یعنی میشه یه روز منم قرآن بدم دستش..؟؟یعنی میشه منم یه روز درحالی که نشوندمش روی زانوهام صورتش رو با گل آبی که خودم گرفتم  بشورم ...صورتش رو ببوسم و درحالی که مست ازبوی گل آبیم که روی صورتش نشسته  غرق عشقش بشم...غرق محبت این موجود دوست داشتنی که خداوند به من بخشیده!!!! ؟؟؟؟عشق درزندگی ام کم نیست..!! عشق به مادرم !!! عشقی که هر بعد ازظهر منو به خونه اش میکشونه ...همین که به خونه ش میرسم وادارم میکنه صورت م

ادامه مطلب  

سال تغییرات بزرگ  

امسال برای دخترکم،سال تغییرات بزرگه.
آروم آروم داره مستقل میشه و تجربه های جدید کسب میکنه. میدونم براش سخته ولی اونقدر قوی و دانا هست که همه رو تاب میاره. بالاخره بزرگ شدن درد داره.
از امروز دخترک میره مهد کودک.
هفته قبل بعد از یکسری تحقیق و بررسی، مهدی رو انتخاب کردم و برای شناخت بیشتر همراه دخترک رفتیم تا سری بزنیم و با محیط آشنا بشیم. اما دخترک نازنین ما، همونجا تقاضای ورود به کلاس رو داد و بعدش هم حاضر به برگشت نبود!
مدیر محترم مهربان هم که

ادامه مطلب  

265  

 
دالــــــــــی دالـــــــــــــــــــــــــی!
 
رفتم دکتر! 
هم اکنون با دختری طرف هستین که 2 کیلو و نیم وزن اضافه کرده!!!
اسباب کشی و فست فود خوردن و ورزش نکردن از یه طرف، پشت بندش هم که امتحانا و استرس اونا و ورزش نکردن و پرخوری هم از یه طرف!
خانم دکتر گفتن به خاطر شرایط بوده و مشکلی نیس! 
خدایا شکرت!
قوت قلبی میدن هاااا!
یه وضعی بود رفتیم درمانگاه!
واقعا خر تو خر بود! چون منشی نداره. همیشه دعواس که نوبت کیه؟!!
القصه بهشون گفتم که دارم میرم سر ک

ادامه مطلب  

مادرم روزت مبارک  

 
مادر ، ای الهه ی مهر...
مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.
شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.
مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می
آورد.
ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر!
ای الهه مهر.
تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو س

ادامه مطلب  

دیگرباید بیایی  

دیگر باید بیایی، نه به خاطر غلظت مخرج(عین)، در (عجل لولیک الفرج)های ما، بلکه به خاطر غلظت خون مردم تکه تکه شده سوریه و عراق و بوی سوختن انسانها در میانمار  و قطعات کوچک کودکان چندماهه افغانستان و فلسطین.
دیگر باید بیایی، نه به خاطر آنکه بر روی ماشینهای مدل بالای مان، نوشته است: بر چهره دلربای شما صلوات، بلکه به خاطر رنج مادرانی که گرسنگی و ترس و وحشت را در چشمان کودکانشان می بینند و قادر نیستند، با آغوش گرم مادرانه خود، مرهم دردهایشان باشند و

ادامه مطلب  

به بهانه میلاد نورانی و مبارک امام علی علیه السلام و روز پدر  

-          مرا چه رسد از پدر بنویسم ، ازعلی علیه السلام
نوشتن که دیگر هیچ.آخرچه چیز من به اوشباهت دارد؟! و چه خدمتی به ساحت
مقدسش کرده ام و باری ازکوله بار غم ها و رنج هایش کاسته ام!
پدری که:
نه بشر توانمش گفت نه خدا توانمش خواند
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
 
-          در کنارش نشستم همه جسمش درد بود اما بی آه و ناله و بدون توقع و انتظاری از من که فرزند ارشدم و اینک خود پدرم.
گفتم در چه حالی پدر؟ باید بسازم پیری همین است خدا را شکر.الحمد لله
آه

ادامه مطلب  

مادرانه از مازیار فلاحی  

شعر جدید مازیار.....:نیاید اون روزو ببینم عشق من ،در خونه وا بشه ولی نباشیمن بمیرمو نبینم مادرم ، حتی یک ثانیه تو ازم جداشیازم جداشی...توی خلوت با خداحرف میزنم ،نکنه چشات بشه یه گوشه خیرهمن ازت همیشه خواهش میکنم، جای تو جون منو ازم بگیرههمه ی دنیا تو بخشیدی به من ،موندم آخه من برات چیکار کنمتوخودت یادم دادی دعا چیه ، پس بذار همش تورو دعا کنمیادمه اون روزا که کوچیک بودم، گریه هام اشک تورو درمیاورد اگه تب داشتم ، اگه غصه ای بود ، اولین نفر دلت غصه

ادامه مطلب  

 

من بچه مي خوام... يه پسربچه شبيه تو، كه بخنده، كه پا كنه
توي كفش تو، كه كراوات تو رو ببنده و به زور چهارپايه، وايسه جلوي آينه و
ژيلت بكشه روي صورت صافش و با صداي نازكش جار بزنه: ‹‹ مامان، منم مثل
بابايي مرد شدم››...
من.. من يه دختر مي خوام، شبيه خودم... كه موهاش رو گيس كنم و ببافم... كه
به قده من، عاشقش بشي.. كه با مادرانه هام، عروسك بغل بزنه و لالايي
بخونه... كه بپيچه توي دست و پام و بهونه خونه داري بگيره... كه وقت آشپزي،
دست و بالش رو به گند بكشه و پ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1