آخرین اخبار سایت

عزیزِ من،گلِ من تولدت مبارک  

 عارفانه ........ عاشقانه ....... می نویسم از احساسات پاک مادرانه ....مادر شدن حسی است آسمانی .....تو راه آسمان را برایم هموار و مرا به خدا نزدیک تر کردی.....اعتراف می کنم که به دنیا آوردنت احساسات مادرانه ام را شکوفاتر کرد ..... احساسات مادری همان است که به من توان گذشت و فداکاری و نوع دوستی را داداحساسات مادری مرا از غم و غصه و تنهایی نجات داد احساسات مادری به من کمک کرد تا  زخمهای کهنه ام مرهم یابد احساسات مادری به من کمک کردتا فکر و ذهنم را از فکر و خیال

ادامه مطلب  

حس  

دستانم بوی بهار میدهند وقتی کودکانم در آغوشم خوابند.من سرشارم از روح تازه که در آن تبسم مهربانی و عشق درجریان است.تنها آبی زلال احساست ،زورق امیدم را به جلو میراند.من سرشار شده ام از عشق و احساس زنانه و مادرانه. روزهای زیباتری هم هست .نماز شکرانه اش همینجا نذر آمدن روزهای آفتابیه آفتابی...به خودم میاوردم حس عشق و گرمای طلایی عاطفه ات.میخواهم با غرور و فریاد بنویسم زندگی در کنارتان را دوست دارم

ادامه مطلب  

نسل سوخته (قسمت اول )  

 جامعه شناسان و اهالي قلم گفته اند نسل سوخته اما هنوز از زبان هيچ پدر و مادري چنين واژه اي را نشنيده ام ! از منظر عامه مردم نسل پر ادعا  و كم عمل و اگر كمي صميمي تر به مقوله بنگريم  ، نسل بي عرضه و بلند پرواز  !  صحبت از متولدين دهه 50 و 60 است  يا تا حدودي همان نسل سومي هاي بد اقبال . صحبت از شماست ، شمايي كه محور اتهامات گوناگون و سوژه اي مناسب جهت بحث و جدل و بگو مگو هاي رايج در هر خانه اي هستيد . هم سوژه اي  براي جدال لفظي هر شب خانواده  و هم متهم رد

ادامه مطلب  

چو شیرت داد مادر یا علی گفت....  

از خواب که بیدار میشیم  بهت میگم بریم به به بخوریم، سریع دستات و رو زمین میزاری و با گفتن علی بلند میشی و راه می افتیتو جواب هر بریم مامان، یک علی تحویلم میدیاز بلندی به زمین ، از زمین به بلندی از علی مدد میگیریدخترکم از پله که بالا میری به ازای هر پله یک علی میگی حتی از بلندی که به زمین میخوری دستاویزی جز علی گفتن نداریو تو از این اسم با شکوه انرژی و توان میگیری...عاشقتم به خاطر این علی گفتن های دلنشینت. همه عالم به فدای علی (ع)زیر سایه محبت و ول

ادامه مطلب  

روزهای دور از خانه  

10 روزی از اومدن ما به ایلام میگذره، دخترک 467 روزه ی ما حسابی آتیش میسوزونهچند روز پیش رفته بودیم خونه ی سایدا جون، دومین باری بود که ما دخترانه + مادرانه همدیگه رو میدیدیم، از همین دیقه ی اول دخترک مگه روی زمین بند میشد ، در، دیوار، میز، مبل  ، تخت، پا تختی، میزناهار خوری ، پله ی  روشویی حتی، همه رو به فیض رسوند. سرسره ی سایدا جون رو گذاشته بودن وسط سالن دخترک از پایین سرسره میکشید بالا ، یه دور 180 درجه ای میزد پاهاش رو میزاشت روی اخرین پله و می

ادامه مطلب  

خبر خوبـــــــــــــــــ+پوستر های زیبا  

سلام به همه ی دوستای گلم امیدوارم هفته اول مدارس در سال جدید می دونم خب نبوده همش پرسش بود ولی ایشالله که خوب بوده باشه.خب الان می خوام یه خبر خوب+دوتا پوستر قشنگ براتون بزارم که از بابت هر دوش از هانیه جون ممنونم.سريال مادرانه از شبكه خليج فارس پخش ميشودساعتش رو نمي دونم ولي فكر كنم 5:5يا ۶ پخش بشه شايدم زود تر ولي مطمئنم ساعت حدود ۷ تمام ميشود  ولي ساعت 11:5 ظهر تكرا روز بعد است ببخشيد اگه اطلا عاتم بد بود اميد وارم ببينيد
 

ادامه مطلب  

ویژه برنامه یاس نبوی در امام زاده نوجه مهر ارس برگزار شد  

تبریز - ایرنا - به مناسبت ایام سوگواری حضرت فاطمه(س)
ویژه برنامه یاس نبوی با حضور پرشور عاشقان امامت و ولایت در صحن ملکوتی
امام زاده سید محمد آقا نوجه مهر برگزار شد.












به
گزارش روز پنجشنبه روابط عمومی سازمان منطقه آزاد ارس، ویژه برنامه یاس
نبوی در حالی در صحن امام زاده سید محمد آقا نوجه مهر برگزار شد که زائران
آن امام زاده از روزها ق

ادامه مطلب  

 

من ۲۴سال پیش پشت نیمکتهای مدرسه با یکی دوست شدم و این دوستی هرگز قطع نشد اگر این دوستم نبود من الان ......کمکهایی که اون بمن کرد و همچنانم ادامه داره خیلی خیلی برام با ارزشه  میخام بگم برام مادرانه و پدرانه قدم برداشتباید بگم که : زهره ی عزیزم ازت ممنونم و  خیلی خیلی دوستت دارم با اینکه این اعتراف غریبی نیست همین پریروز  برات نامه دادم و همین و گفتم 

ادامه مطلب  

دل نوشته ای از خودم بنام:زیبایی های کودکیم  

بوسه میزنم به فصل شیرین کودکی هایم که پرازفراموشی وندانستن بود..
دلم راهرروز پیوند میزدم به صبحی دل انگیز..
صبحی پراز بازی ها وشیطنت های کودکانه...
یادش بخیر ان دعواهای مادرانه...
خورشید وماه ان روزها کجاست؟
برف و باران ان روزها چه شد؟
دلم در این روزهای شلوغ-روزهای شلوغی که پراز دردوغصه است-دلتنگ خلوت کودکیهایم است
ومن کاش بزرگ نمیشدم-کاش بزرگ نمیشدم...بزرگی که روزی ارزویم بود-اماچه سود...؟
خوش به حال کودکی هایم...که همه چیز زیبا وزیباتر بود..
وزی

ادامه مطلب  

 

نه این که بخواهیم صبور باشیم، نه! مجبوریم صبور باشیم. مجبوریم روی صندلی شکنجه بنشینیم، سیم برق را به تنمان وصل کنند، روح مان را بسوزانند، تلاش کنند فکرمان را تصحیح کنند و آدم های اصلاح شده از روی صندلی برخیزیم. اگر اصلاح نشدیم حکم مرگ صادر میکنند. همه این ها با مهربانی است. با مهربانی مادرانه زنانه دوستانه. با مهربانی تعارف میکنند روی صندلی شکنجه بنشینی. مهربانی شاید فریبکارانه ترین حس است. مهربان که نباشند بی سلاح نمی رویم. به صندلی اعتماد ن

ادامه مطلب  

شوالیه  

 باز هم شب شد و زمان بیدار شدن است! دستهایم در امواج زلفانت شناور است و لبانم تنت را نفس زنان می پیماید... و به جایی میرسم که مرا یاد کودکی ام می اندازد... وتو چه مادرانه مرا در آغوش میکشی! ادامه می دهم... میرسم... اینجا دو راهی بهشت است! حالا جنگ شروع میشود،غوغایی به پا می شود،آرامش برهم میخورد، و فریادهای تو مرا مصمم تر میکند که پیروزی نزدیک است! من پیروز می شوم و تو میخوابی وباز هم...                                             تنهایی من وسیگا

ادامه مطلب  

عشق عاریتی  

مادر فرزند کوچکش را دوس دارد وفرزند کوچک نیز مادرش را . موجودیت وحیاتش بسته به مادر ش هست  .مادر هم مادرانه فرزندش را خیلی دوست دارد اما مادر در خانه همسایه گرفتار تقدیر !هر دو امروز  زنده اند اما.....فردا کدامشان می تواند زنده باشد مادر بالغ وکامل یا نوزاد ضعیف وتنها.!!!! هردو همدیگر را دوست دارند اما نیاز به هم داشتن از صدای گریه کودک معلوم است تا کی تاب بیاورد خدا می داند.

ادامه مطلب  

وفات حضرت ام البنین تسلیت باد  

سلام، مادر شهامت، مادر رشادت و مادر شهادت! چه نیک آرمیده‏ای! چقدر آسوده، صورت به خاک نهاده‏ای! انگار همین دیروز بود! علی علیه‏السلام به عقیل فرمود: برایم از قبیله‏ای رشید و شجاع، همسری بیاب!
و تو، برگزیده این انتخاب بودی تا قدم به خانه وحی بگذاری
تا سایه مهربانی‏ات را مادرانه، بر خانه وحی بگسترانی.
که تو هم فاطمه بودی؛ فاطمه‏ای که می‏خواست جگر گوشه‏های بانویش فاطمه علیهاالسلام را پناه باشد!
فاطمه‏ای که می‏خواست زینبِ فاطمه علیهاالسلا

ادامه مطلب  

صد و پنجاه و شش  

انگار كن وقتي ميخواست ، اين جهان را خلق كند ، با هزار هزار فلسفه يي كه مخصوصِ خودش بوده تصميم به افرينش ميگيرد . مدتي هست كه فكرم مشغولِ يكي از همان دغدغه هاي خداونديَ ش ست ،كه هنگام خلق ت براي مان لحاظ كرده ! اين چيز ها وقتي ميخورد به مغزم كه دوست دارم همين شب ها موفق شوم ريحانه را سر جاي ش بخوابانم ، اما دل م راضي نميشود . آنقدر كه نميتوانم چشم پوشي كنم ،وقتي كه نيمه هاي شب مثل جوجه هاي يك كبوتر كه ميروند زير پر و بال مادرشان ، او هم خودش را ميكشد

ادامه مطلب  

شجاعت مادرانه  

از پسرش چند کتاب شعر و داستان چاپ شده و او امیدوار است که همانطور که پسرش آرزو دارد، روزی در ردیف بزرگترین نویسندگان جهان قرار بگیرد.او حالا معلم بچه هایی دیگر با خصوصیات پسرش شده و والدین این بچه ها را به حیرت وا داشته است. او معتقد است که اغلب این بچه ها از ضریب هوشی بسیار بالایی برخوردارند حتی بالای 180 و این طرز فکر جامعه که این افراد را در دسته ی گنگ ها قرار می دهند درست نیست. به عقیده او یک فرد دارای اوتیسم تنها توان برقرای ارتباط با اطرافی

ادامه مطلب  

مادرانه  

دخترم امروز برای تو مینویسم سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی قد کشیدی و خانوم شدیدلم میخواهدتو را از همه دور کنمدلم میخواهد نگذارم از خانه بیرون برویدلم میخواهد رنگ آفتاب را فقط در حیاط خانه ببینیدخترم میدانم از من متنفر میشویمیدانم مرا بدترین مادر دنیا میدانیمیدانم ... خوب میدانماما دخترکم اگر بدانی چه بر سر جوانی ام آمدچگونه دلش شکست و آرزوهایش تباه شداز مادر گله نمیکنیدخترم وقتی سنت هنوز درگیر احساس است و منطق نمیشناسدعاشق میشویدخ

ادامه مطلب  

توجه  

توجه کردین هر وقت همه خوابند و میخواید کاری رو بی سر و صدا انجام بدهیدحتی ماهی توی آکواریوم هم مثل فیل نعره می کشه؟     دیالوگ در حد تیم ملی سریال مادرانه:دختره توی تختش دراز کشیده مادرش میاد تو اتاق می‌گه چرا با روسری خوابیدی؟یعنی واقعا نمیدونی چرا با روسری خوابیدهاصن یه وضی      یادش بخیر بچه بودیم وقتی معلم بهمون اجازه میداد بریم دستشویی  انگار بلیت سفر به اروپا بردیم      به نیوتن گفتند برای چی از افتادن سیب تعجب کردی ؟؟؟نیوتن گف

ادامه مطلب  

یه دلنوشته مادرانه  

نیکی و نیکان عزیزتر از جونمفرشته های قشنگم این روزها دسترسی و امکان نداشتم که بیام اینجاوگرنه دردودل که زیادهدلم براتون خیلی تنگه سال جدید هم با همه دلتنگیا شروع شدفقط و فقط از خدا می خوام این بار دیگه جواب این دل شکسته رو بده و منو از همون سرزمین وحی بیاره پیش شماالهی بمیرم نیکی و نیکانم که شما بی مادر و تنهایین تنها دلگرمیم اینه که جاتون از اینجا خیلی خیلی بهترهمی بوسمتون فرشته های آسمونی 

ادامه مطلب  

اشتباه....  

نمیدونم حسی مادرانه بود؟حسی دوستانه بود؟اونچه بود میدونم الان درنبودشدلم براش تنگ میشهخنده دار ترین چیزدوستی مجازی ودلتنگی واقعینمیدونم نمیدونم اما حرفاشو قبول داشتم میدونستم منطقیههمش راهنماییهمیدونم نوعی مراقبت بود نوعی مواظبت بودواخرش حرص خوردن که شاگرد حرف گوش کنی نبودممثل ریما....بخشش نداشتگفتنیها رو گفته بود انتظار عملکرد خوب داشتنمره خوب اشتباه را قبول نمیکردهر دو یکجور بودندبا یک هدفومیدونم ایراد از منهریما رفت چون نباید

ادامه مطلب  

خاطرات تلخ و شیرین ما - وقتی که کودکان کار، خودشان مددکار و عضو داوطلب و فعال طرح مادرانه میشوند.  

داستان از این قراره ... اون شنبه مثل تمام شنبه های قبل تو خونه ایرانی
دروازه غار بودیم و سر کلاس. یکی از مربیها در کلاس رو زد و خواست که بیام
بیرون. گفت دو تا از بچه ها یه خانمی رو با دختر کوچیکش تو خیابون دیدن که
یه گوشه نشسته و خیلی گریه میکنه، میرن سراغش،
میفهمن باردار و مریضه (فشار بالاست). نه پولی داره و نه توانی. اونا هم
برش میدارن میارنش جایی که پناه خودشونه، تا شاید پناه این مادر و کودک در
راهش هم بشه. تمام مدتی که با این مادر صحبت میکردم، ب

ادامه مطلب  

نامه ای به یاسین کوچک  

پاییز
امسال، یاسین کوچک سه ماهه را در حالی که از متادون اووردوز کرده بود، در
محله لب خط شوش تهران پیدا کردیم و به بیمارستان بردیم. امروز یاسین در
مرکز نگهداری کودکان زندگی می کند. امیدواریم بهزیستی دوباره او را به پدر و
مادری که صلاحیت نگهداری از او را ندارند، پس ندهد.
---
  نامه ای به یاسین کوچک
یاسینم! چه بسیار به گوش ها خواندیمت!
یاسینم! روزها درد کشیدی! درد کشیدی و افیون و سیاهی این روزگار را از جسم معصومت راندی!
یاسینم! قلب کوچکت دوباره برگ

ادامه مطلب  

آداب سر باختن: سه / آغاز  

گفت : "مدیونی اگه این ماجرا رو بنویسی. آدم توی این زندگی هیچ غلطی نمی‎تونه بکنه از دست تو. مثل یه عکاس جنگ که با سماجت افتاده دنبال آخرین سرباز وطن که بلاخره لحظه‎ی کشته شدن‎ش کی از راه برسه و اون بتونه عکس‎ش رو بگیره."دیگر نتوانستم به یاکریم‎هایی که توی تراس پشت پنجره نوک به نوک بچه‎هایشان می‎گذاشتند نگاه کنم. پنجره قابی چوبی داشت و به رنگ لانه‎ی ساخته شده از پوشال‎های کولر و رگ‎های جاروی یاکریم‎ها می‎آمد.سینه‎ام را صاف کردم و به جایی

ادامه مطلب  

باغ تنهایی  

 
باران، سمفونی خاموش گل ها را آغاز می کند
و غیابت اقتدار تنهایی است .
جایی به دور از تاریخ و زمان و مکان
که اضلاع درد از راستای نگاهت آغاز می شود .
تو ، دلیل افسونگری گل هایی
چونان که بغض رنگین باغ فریاد می زند
غیابت اقتدار تنهایی است .
بنگرکه استاده ام در مسلخ  بهشت رنگ و نازی  بی تو
ودر نشسته در خود و افتاده بر نیمکت باغ تنهایی
و گرداگردم بهتان و توبیخ تلخ گل ها
در دستانم کتاب و شعر وفلسفه
در نگاهم خاموشی و عجز و ترس
و در قلب

ادامه مطلب  

یک موج هم کافی ست...  

به نام خدامیبینید؟ همه شرمنده اند بانو...!کثیری از آنها! آنهــــــــــایی که غیبت میکنند ... دروغ میگویند ... به ناحق قضاوت میکنند ... حلال و حرامشان به تفسیر رای مخلوط است...هم آنها که شراب مینوشند ! هم آنها که شراب را حرام میدانند ! سیاه میپوشند در حالی که قلبهایشان را سفید نکردند...و تو همسایه ی "ما" بودی...صدها سال پیش... وقتی در جانماز مطهرت شبانه برایمان دعا میکردی... وقتی سایه ی مان سنگین شد... آن قدر سنگین که قامتت را خم کردیم..............و من از همه بدت

ادامه مطلب  

شور عشق  

 چه آرامشی!چه بی صدا با کف دستم نجوا می کنددستم را مشت می کنم,چه طراوتی!پر از آرامش می شوم صورتم را نزدیک می برم اینبار گونه هایم را نوازش می کندپر از عشق می شوم خدایا...چه زیبا آفریدی چه احساس زیباییمن با عطر خاک و باران در اعماق قلبم با تو نجوا می کنممن زمزمه ی قطره قطره ی باران را احساس می کنماحساس می کنم بوسه هایش را روی گونه هایم , کف دستهایمآریمن میدانم تو با من سخن می گویی!تو مادرانه آرامم می کنی و باران بهانه ایست برای حضورت در کنارممیدان

ادامه مطلب  

فاطمیه  

بانوی مهربانی.....ای آسمانی ترین مادر.....ای میوه ی دل پیامبر.....ای آرام جان علی......ای قدرت صبوری  نهفته در نگاه زینب..... تو را میخوانم .....نوای عطر آگین یازهرا با تپشهای قلبم هم آهنگ میشودتو چه میکنی با دلها که این گونه میلرزند با ذکر نامت!دستهای خالیم  را به سویت میگشایم وتو آنها را پر از عطر یاس میکنی! مادر مهربانم  دستهای خسته مرا در دستان لطیف و مهربانت بگیر میترسم گم شوم.خودت مرا راهی کن...چشمانم نگاه مادرانه ات را می طلبند!این ضرب آهنگ نبض من ا

ادامه مطلب  

آیا حیوانات روح دارند؟  

حیواناتی که تا کنون با آنها سرو کار داشته ام؛همگی دارای فهم ودرکی بالا بوده اند.همه
پرندگان و سگ و گربه و دیگر حیوانات خانگی و حیوانات مزرعه ای(گاو -گوسفند-بز-شتر -
اسب-وغیره)که با آنها ارتباط داشته ام دارای روح و احساسات فوق العادهای بوده اند.
وقتی با یک حیوان مانوس می شوم؛حیوان یا پرنده با نگاه و رفتار خود محبت و علاقه اش
را به من انتقال می دهد.وقتی پس از ساعاتی دوری دوباره همدیگر را می بینیم؛شوق
و هیجانش را به وضوح درک می کنم.دردها را می شنا

ادامه مطلب  

 

خدایا آغوشت را همین حالا نیاز دارمهمین حالا در کنج ویرانه های این دنیا با یک بغل حسرت نشسته امآغوشت را برای روزهای تنهاییم نیاز دارمدستانت را که باز کنی ، هرجا که باشم خودم را به آغوشت میرسانمتو که باشی ، دنیا با همه ی تاریکی هایش برایم زییا میشودمهربانم ، صدایم کن که صدایت همچو لالایی مادرانه برایم شیرین استگلایه هایم را نادیده بگیر ؛ تو خودت خوب میدانی که من دیگر به جز تـــــــــــو کسی را ندارم…

ادامه مطلب  

سیناحجازی  

وای من جدیداخیلی ازسیناحجازی خوشم اومدهتاالان6تاازاهنگاشوگوش کردم هر6تاش ریتمش شادبوده!صداش شاده!این اهنگشوامروزدانلودکردم خیلی بامزسالبته اولین خواننده موردعلاقه وبه معنی دیگهعشقم سیروان خسرویهدانلوداهنگ یعنی صبح شده

ادامه مطلب  

زیباترین عاشقانه 93  

صدایت نمیکنم که برگردی...مهم باشم،،،خودت برمیگردی!!!دلتنگ کسیم که وقتی صبح پامیشدم گوشیم و میدیدمنوشته بود عسلی من کی بیدار میشه صدای نازوشو بشنوموقتی میخوابیدم میگفت روت وبکش عشقم سرما میخوریوقتی باهاش قهرمیکردم و زنگ میزد بغض صداش دیونم میکرددیوونه، ولگرد، سنگدل، ترسو، دمدنی، احمق، رذل، مضحکحرفای اولشون رو کنار هم بذار تا بدونی چه احساسی بهت دارم...!دستم را بگیربدون تو تمام دنیا را هم داشته باشمتهیدستم...ریاست محترم دل :اینجانب عشق، فار

ادامه مطلب  

ماه مهر= ماه مدرسه  

سلام دوستانخوبین؟خوشین؟مهر ماه بر تمام اولی ها مبارکهروقت مهرماه میشه دلم تنگ میشه،واسه من ماه مهر ماه مدرسه هست با گذشت این همه سال باز هم تغییر نکره واسم ماه هر که میشه دلم واسه خریدهاش واسه نو شدن هاش واسه مدرسه و شلوغ بازی هاش واسه همکلاسی های جدید واسه همکلاسی های قدیم دلم واسه تمام دورانش تنگ میشه یادش بخییررررررررررتو وبلاگ یکی از دوستان خاطره روز اول مدرسه اش رو دیدم گفتم منم تعریف کنم روز اولی که میخواستم برم مدرسه مامان و آبجی نو

ادامه مطلب  

مادرانه  

"بسم رب النور"حال ِ خوش يا ناخوش بودنش را نمى دانم. لبخند زنان يا گريه كنانش را نمى دانم. اما اين را مى دانم كه حال و هواى قشنگى ست، قدم زدن جاپاى ِ مادر... مدينه اى بايد، كاش، كوچه هاى بنى هاشم...اما به قول معروف: حالا كه تا حريم ِ تو ما را نمى برند/ماقلبمان شكست حرم را بياوريد* "نمايشگاه تجسمى مفهومى كوچه هاى بنى هاشم"با محوريت ِسير و سبك زندگى مادرمان حضرت زهرا (س) شايد بهانه اى باشد تا لحظاتى را در كوچه پس كوچه هاى بنى هاشم بگذرانيم...زمان: 22 فرو

ادامه مطلب  

مادرانه های 7  

نازدانه مادرعید امده عیدی که برای همه کودکان زیبا و شیرین است شاید تو هم زمانی که بیایی شاد و خندان به پیشواز عید بروی.گفته بودم که میخواهم که امسال باشی.میدانی عزیزکم امسال تنها دعا پدرت سر سفره هفت سین تو بودی.گفت امسال دیگه وقتشه که نی نی کوچولو بیاریم.زیبایی من امسال من و پدر منتظر تو نور دیده مان هستیم. پس بیا با شادی و سلامتی و ارامش بیا.دوست های گلم عیدتون مبارک باشهامیدوارم سال نود و سه برای همه یه سال پر از شادی و ارامش و سلامتی و رزق

ادامه مطلب  

روزهای نبودنت  

به سراغ من اگر میایی ...تند و آهسته چه فرقی دارد؟؟؟تو به هر جور دلت خواست بیا...جنس تنهایی من چینی نیست...که ترک بردارد...تو فقط زود بیا...چرتکه می اندازم روزهای نبودنت رااین روزها بدهی ات دارد زیاد می شود!!!نمی خواهی بازگردی؟نترس ارزان حساب می کنم...اگر برگردی قول می دهمتمام بدهی ات را به آغوش پرمهرت بفروشم...

ادامه مطلب  

از لقاح تا تولد  

لینارت نیلسون دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد در رحم کرد.این تصاویر باورنکردنی با استفاده از دوربین های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می بینیم:اگه دوست دارید از رشد لحظه به لحظه یه جنین اطلاع پیدا کنید به ادامه مطلب یه سر بزنید.

ادامه مطلب  

زن نیستم اگر...  

"ﺯﻥ " ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸـــــــــــــــﻘﻢ ﻧﺎﯾﺴﺘﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﯼ "ﺯﻟــــــــــــــــــــﯿﺨﺎ" ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ... ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺸــــــــــﻘﺖ ﺭﺍ ﺟﺎﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐَﻒ ﺑﺰﻧﺪ! ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺮﺷـــــــــــــــــﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﺁﺩﻡ ﯾﻮﺳــــــــــــﻑ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﺳلــــــــــــــــﯿﻤﺎﻥ! ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﯼ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﻢ ﺭﻣـــــــــﺰ ِ ﻧﺎﻡ ِ " ﺗﻮ" ﭘـــــــﺮﻭﺍﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ... ﺯﻧــــــــ

ادامه مطلب  

10 دلیل برای اینکه به زن بودنتان افتخار کنید.  

۱. مهربان‌تر بودن 



زن‌ها به طور طبیعی موجوداتی مهربان‌تر، دلسوزتر و صبورتر
هستند. آنها با دردها و ناراحتی‌های دیگران به خوبی همدردی
کرده و برای آرام کردن دیگران تلاش می‌کنند.  





۲. داشتن احساساتی قوی‌تر 
زن‌ها در مقایسه با مردها احساساتی قوی‌تر دارند. آنها از
سنین بسیار کم با مشکلات درونی و بیرونی بسیاری مواجه می‌شوند
که باعث قوی‌تر شدن آنها می‌شود. این توانایی به آنها قدرت
می‌دهد بتو

ادامه مطلب  

آی مامانا  

زیباست که برای آمدن دانه ی وجودتان جشن بگیرید و همگان را در این جشن و شادی شریک خود بدانید.مدت زیادی نیست که ما برای یادبود از عزیزترین جشن ها یمان هدیه ای هر چند کوچک و ناقابل به تمامی مهمانانی که در شادی ما شریک بودند تقدیم می کنیم . من یک سری از نمونه گیفت هایی که برای این مراسم قابل استفاده است و صد البته به راحتی می توان درست کرد را برایتان گذاشتم.امیدوارم لذت ببرید و صد البته اگر دوست دارید از آن ها در مراسم سیسمونی نازدانه تان استفاده کن

ادامه مطلب  

مادرانه های 6  

نازدانه مادر روزهای بدی را گذراندمروزهایی که تلخ بود و پر از غم.دنیا اینچنین است میایی که به سعادت برسی اما تا سعادت فرسنگها فاصله است دنیا اینچنین است باید بدهی تا بدست آوریهنوز نیامده ای اما از خدا میخواهم که حضورت همیشه پر از شادی باشد و لبت پر از خنده.اشک گریزان از چشمت باشد و سلامتی هم خانه جسمت.و قلبت سرشار از مهر و عطوفت.

ادامه مطلب  

عاشقانه جدید  

صدایت نمیکنم که برگردی...مهم باشم،،،خودت برمیگردی!!!دلتنگ کسیم که وقتی صبح پامیشدم گوشیم و میدیدمنوشته بود عسلی من کی بیدار میشه صدای نازوشو بشنوموقتی میخوابیدم میگفت روت وبکش عشقم سرما میخوریوقتی باهاش قهرمیکردم و زنگ میزد بغض صداش دیونم میکرددیوونه، ولگرد، سنگدل، ترسو، دمدنی، احمق، رذل، مضحکحرفای اولشون رو کنار هم بذار تا بدونی چه احساسی بهت دارم...!دستم را بگیربدون تو تمام دنیا را هم داشته باشمتهیدستم...ریاست محترم دل :اینجانب عشق، فار

ادامه مطلب  

مادرانه  

روز مادر یعنی...به تعداد همه روزهای آینده تو دلواپسی،به تعداد همه روزهای گذشته تو صبوری...روز مادر یعنی...                                                              بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد،بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی توبود...  *روز مادر مبارک*       

ادامه مطلب  

امسال حتماَ سال مادرانه ای خواهد بود...  

مادربغض من است و نام تو.حسرتی پنهان در آرزو هایمفریادی خفته در سکوت هایمدستی که سنگینی اش را حس می کنمهر بار که قنوت می بندم به سمت آسمانهربار که بند دلم پاره می شوداز کبودای نقره چین و ستاره کوب شبانگاهانهر بار کهپهلویم درد می گیردهر بار که پشت دری می ایستم و ...میخ می شود نگاهم به چارچوب همهء دروازه های جهانتو ناگفته ترین حرف عاشقانهء تمام شاعران جوانیتو زیباترین کتک خوردهء پیچیده در سراپردهء رازهای سر به مهریمادر! مادر! مادر!کدام سمت این پ

ادامه مطلب  

تسلیت  

ای چراغ بیت الاحزان فرزندان زهرا! شفاعت حسین
علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام شاه بیت غزل عاشقانه
زندگی‏ات خواهد بود و ماه درخشان وجودت، سرو رعنای
امیدت، عباس، سرمایه جاودانه دنیا و آخرتت. خوشا به
سعادتت ای مادر پسران دلیر! ای مادر شیرمردان شهید
دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه
کودکی‏های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم،
با اندوه مادرانه‏ام، پُر نشود!
سالروز وفات ام البنین (س) تسلیت می گوییم
هیات امناء مسجد

ادامه مطلب  

نصحيت مادرانه  

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
 
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
 
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
 
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
 
روز پ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1